گرفته شده از وبلاگ سه عاشق قرآن
در ارتباط با رنگ خاص قرآن رنگ زرد خالص را بیان می کند، این امر را مطرح کرده است که این رنگ شادی بخش است و این امر در علم جدید ثابت شده است. خداوند در آیه 69 سوره بقره می فرماید: گفتند از پروردگارت بخواه تا بر ما روشن کند که رنگش چگونه است گفت وى مىفرماید آن ماده گاوى است زرد یکدست و خالص که رنگش بینندگان را شاد مىکند.
رنگ زرد سرور آفرین، آرام بخش، خوشحال کننده، گرم کننده و فزاینده نیرو است و به همین علت گنبدهای زرد مقبره های ائمه را با طلای زرد پوشش می دهند و از این جهت رنگ عرفان و تقدس است. در اینجا قرآن به تأثیربخشی رنگها در روحیه انسان اشاره داشته که می توان آن را اعجاز علمی دانست، چرا که چنین مسئله ای پیش از آن مطرح نشده است.
به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران؛همين مسئله موجب شده كه بسياري از مردم براي حفظ سلامت، زيبايي، سفيدي و براقي دندانهاي خود براي رفتن به كلينيكهاي دندانپزشكي و بليجكردن يا سفيدكردن دندانهايشان صف بكشند.
با جستوجويي كوتاه در سايتها و مقالات منتشر شده در اينترنت به نسخههاي متعددي براي سفيدكردن دندانها يا بليجكردن آنها ميرسيد كه در آن به استفاده از برخي مواد طبيعي از قبيل نمك، توت فرنگي، پرتقال، آبليمو و سركه براي پاكسازي و سفيدكردن دندان اشاره شده است. در اين مقالات عموما استفاده مكرر از اين مواد و ماساژ آنها روي دندان را بهترين روش سفيد كردن دندان به شيوه طبيعي ميدانند در حالي كه اثرات مخرب اين مواد بر ميناي دندان مشخص است. اين مواد اگر چه طبيعياند اما بهدليل بالا بودن ميزان اسيديته آنها تاثيرات مخربي بر ميناي دندان ميگذارند بهويژه اگر بهصورت مكرر بر ميناي دندان ماساژ داده شوند.
بسياري از مردم در سراسر جهان لبخند زيبا و آراستگي فرد مقابل را آينهاي از وجود او ميدانند. همين مسئله موجب شده كه بسياري از مردم براي حفظ سلامت، زيبايي، سفيدي و براقي دندانهاي خود براي رفتن به كلينيكهاي دندانپزشكي و بليجكردن يا سفيدكردن دندانهايشان صف بكشند. اگر شما نيز قصد داريد، براي برطرف كردن تغيير رنگ دندانهاي خود كه در بيشتر موارد بهدليل مصرف بيش از اندازه چاي، قهوه و سيگار بهوجود ميآيد به دندانپزشك مراجعه كنيد، شايد بد نباشد پيش از آن نسخههاي گياهي درمانگران مكاتب درماني طبيعي را براي از بين بردن رنگ دندان و سفيدكردن آن بدون مواد شيميايي و ابزار پزشكي تجربه كنيد.سفيدكنندهاي بهنام مريم گلي
جويدن برگهاي تازه مريم گلي يكي از بهترين روشهاي طبيعي براي از بينبردن رنگ دندان بهويژه تغيير رنگهاي ناشي از مصرف بيش از حد چاي يا قهوه است. براي افزايش ميزان اثرپذيري مريم گلي، كافي است چند برگ تازه مريم گلي را بهخوبي بجويد و بعد ميكس شده 5 گرم برگ مريم گلي تازه را روي دندانهاي خود ماساژ دهيد. تكرار اين ماساژ هر شب در مدت زمان كوتاهي كمك ميكند تا سفيدي از دست رفته به دندانهايتان باز گردد.
خميردندان گياهي براي سفيدكردن دندانهاي شما
برخي از درمانگران شيوههاي درماني طب سنتي در جهان بهويژه در كشور هند استفاده از تركيبي از پودر زردچوبه، روغن خردل و نمك را براي پاكسازي دندانها و سفيدكردن رنگ دندان موثر ميدانند. آنها براي تهيه اين خمير گياهي سرقاشق چايخوري پودر زردچوبه را با يك قاشق چاي خوري روغن خردل و مقدار اندكي نمك تركيب ميكنند و اين مخلوط را براي مسواك كردن دندانها توصيه ميكنند. به اعتقاد اين گروه اين خمير گياهي هر نوع تغيير رنگ و زردشدگي دندان را برطرف ميكند.
دهانشويه طبيعي چندكاره
اگر چه ممكن است عصاره يا اسانس گياه دم اسب را در داروخانههاي گياهي يا برخي از عطاريها پيدا كنيد اما توصيه ميكنيم اين عصاره را خودتان در منزل تهيه كنيد تا از تازه بودن آن مطمئن شويد. براي تهيه اين دهانشويه طبيعي كافي است 10 گرم گياه دم اسب را در 2 ليوان آب بجوشانيد تا يك ليوان از آن باقي بماند. سپس هر بار به هنگام استفاده نصف استكان از اين عصاره را با يك قاشق غذاخوري عسل تركيب كنيد و بهعنوان دهانشويه از آن استفاده كنيد. ميتوانيد اين دهانشويه را قرقره كنيد يا آن را با كمك انگشت دست روي لثه و دندانتان ماساژ دهيد. دهانشويه دم اسب علاوهبر برطرف شدن رنگ زرد دندانها به تقويت و استحكام لثهها نيز كمك ميكند. دقت كنيد كه اين دهانشويه را هر هفته 3بار و تنها براي يك دوره درماني 2ماهه استفاده كنيد.
جويدن برگهاي تازه مريم گلي يكي از بهترين روشهاي طبيعي براي از بينبردن رنگ دندان بهويژه تغيير رنگهاي ناشي از مصرف بيش از حد چاي يا قهوه اس
لكزدايي با گل زنبق
قطعا تا امروز درباره لكهاي دندان شنيدهايد كه يك يا چند دندان با وجود آنكه سفيد و سالم هستند اما بهدليل داشتن لك و تغيير رنگ كوچكي جذابيت و زيبايي اوليه خود را ندارند. براي درمان اين لكهاي كوچك كه ناشي از مصرف موادغذايي و نوشيدنيهايي مثل چاي و قهوه است ميتوانيد از گياه زنبق و نعنا استفاده كنيد. براي اين كار لازم است گياه تازه زنبق و نعنا را در مخلوط كن ريخته و آنها را بهخوبي مخلوط و ريز كنيد. سپس از اين مخلوط براي ماساژ دادن دندان لك شده استفاده كنيد.
اين توصيهها را جدي بگيريد
اگر چه راهكارهايي متنوعي براي درمان تيرگي و لك شدن دندان و تغيير رنگ آن در طب مدرن و طب سنتي وجود دارد اما مراقبتهاي اوليه از دندان نيز در حفظ سلامت و تندرستي دندان و بازگرداندن سلامت و زيبايي آن نيز موثر است. بنابراين هرگز فراموش نكنيد كه حداقل 2 بار در روز دندانهايتان را مسواك كنيد. حتما پيش از خواب از نخ دندان براي از بين بردن مواد زائد باقي مانده در فواصل دندانها استفاده كنيد و از ياد نبريد كه تنها زيبايي و آراستگي ظاهري دندانها ملاك نيست. سعي كنيد هر 6 ماه يك بار به دندانپزشك براي بررسي وضعيت دندانها مراجعه كنيد.
لینارت نیلسون (Lennart Nilsson) دوازده سال از عمر خود را صرف تهیه تصاویری از رشد نوزاد درون رحم کرد. این عکس های باورنکردنی با استفاده از دوربین های معمولی مجهز به لنز ماکرو و همچنین میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است. در این تصاویر مراحل رشد نوزاد از ابتدای لقاح تا کامل شدن جنین و تبدیل به یک نوزاد را می بینیم.

منبع : سلامت نیوز
به بقیه عکسها در ادامه مطلب توجه کنید .
به نام خدا
جمال طبیعی انسان
منبع : سفینه ((ملح )) ص 546
منبع : غررالحکم ، ص379
منبع : بحار 15، قسمت 2 ، ص26
منبع : سفینه ((ملح )) ص 546
منبع : بحار 9 ،ص450
منبع : مکارم الاخلاق ،ص51
------------------------------------------------------------------------------------------------------
غذا و زیبایی
منبع : مکارم الاخلاق ص88-86
منبع : مکارم الاخلاق ص88-86
منبع : مکارم الاخلاق ص88-86
(به نظر دانشمندان امروز غذاها در زیبایی صورت و توازن اندام و رنگ مو و چشم و خلاصه در تمام ساختمان کدک تأثیر دارد. اخبار و روایات اسلامی نیز در گذشته به این نکته توجه کامل داشته و درباره ی استفاده از غذاها و میوه ها و حبوبات و سبزیجات تعلیم لازم را به پیروان خود داده و به خصوص در بعضی ازروایات از زنان باردار اسم برده و استفاده از آن خوراکی ها را به آنان توصیه نموده است.)
------------------------------------------------------------------------------------------------------
زیبایی های معنوی
منبع : غررالحکم ،ص759 و 54
منبع :بحار 1 ، ص32
منبع : کافی 6، ص438
------------------------------------------------------------------------------------------------------
آراستن و زیبایی
منبع : مکارم الخلاق ، ص43
منبع : مکارم الخلاق ،ص26
------------------------------------------------------------------------------------------------------
آراستن و زیبایی
منبع :مستدرک 1 ، ص210
در این حدیث، سه نکته جلب توجه می کند :
اول آن که زمامداران در معاملات عادی نباید از مقام خود سوءاستفاده کنند . علی (ع) عملاً به مرد کاسب فهماندند : آن که می خواهد لباس بخرد یک فرد عادی مملکت به نام علیّ بن ابیطالب است، نه امیرالمؤمنین شخص اول کشور ، و چون حضرت را امیرالمؤمنین خطاب نموده بود با وی معامله نکرد.
دوم آنکه غلامان ، در آیین مقدّس اسلام به قدری مورد حمایت هستند که پیشوای مسلمین صریحاً توصیه فرموده اند : لباس و غذای آنان ، با لباس و غذای آقایان آنها یکسان باشد.
سوم آنکه اولیای گرامی اسلام از تمایل خود آرایی و تجمّل دوستی جوانان در حدود مصلحت حمایت می کنند، به همین جهت علی (ع) جامه ی بهتر را به قنبر دادند تا او را از پوشیدن آن لباس ، شادمان و مسرور کند، و بدین وسیله تمایل زیبا پسندیش را ارضاء نماید.

متأسفانه دور جدید هجمه ها و حمله ها به وبلاگ من شروع شده . البته از این آدما توقع دیگه هم نمیره که بیان به بدترین شکل توهین کنن ... دیگه از اینجور نظرها تأیید نمیشه . برای اینکه بدونید ما واهمه ای از تأیید این نظرات نداریم سری به پستهای قبلی بزنید و کامنتها رو بخونید . زشته والله . تویی که ادعای آزادیت میشه . آی تویی که ادعای سوادت میشه ، زشته به خدا . من هیچی نیستم لااقل تو شخصیتت رو نشون بده و خوب باش . همین ! نوشته تو یه ساندیس خوری و یه پامنبری شهرستانی . با یه ادبیات خیلی بد که تأیید نکردم . من افتخار میکنم که ساندیس خور جمهوری اسلامیم
من پامنبریم بهتر از اینکه تو پامنبری رقاصه هایی ! ادب و تربیتی که از اونا یاد گرفتی نشون دادی . بسه ! بعد هم نوشته دانشگاه تهران درس خونده ! اگه دانشگاه اینطور آدمایی تربیت میکنه چه باید گفت؟! از این وبلاگ بدت میاد میگیم درست . اما تو شخصیت داشته باشه و شخصیت خودت رو نشون بده . من هیچی نمیتونم بگم جز اینکه برای اینطور آدما تأسف بخورم . برای این نوع ادمها جواب بسیاره . اما حواله ی حرفاشون با خدا ...
..........................................
این قسمت هرسوالی درباره ی من یا هرکی دارید میتونید بپرسید ولی نظر اونهایی تأیید میشه که آدرس وبلاگشون رو بزارن ... نظرات شما همراه با ادرس وبلاگتون این زیر قرار میگیره + جواب من ... اینطوری بازدید کننده های وب من از وب شما هم بازدید میکنن ...
..........................................................................
+ √ قـَلـ ـب اَفــــ ــزار √ : بهترین لحظه ی زندگیت یا بهترین روز زندگیت چی بوده کامل توضیح دهید![]()
جواب : شاید باورت نشه ولی بهترین لحظه ی زندگی من وقتی بود که بعد از شش ماه تونستم ازش جدا بشم . دلم میخواست داد و فریاد بزنم . تو این مدت همین رو از خدا خواسته بودم و آرزوم برآورده شد . تقریبا نزدیکای عید بود مثل این روزایی که توش هستیم . ولی خدائیش سخت بود مثل کسی که ته یه چاهی گیر افتاده باشه و بدونه هیچ فریاد رسی غیر از خدا نداره . با حل شدن این مسأله کل ناراحتیهایی رو که تو عمرم داشتم رو فراموش کردم
۱_اگه 500 میلیون پول داشتی اولین کاری که میکردی چی بود؟
۲_ بزرگترین عیبی که خودت فکر میکنی داری چیه؟
۳_خوشمزه ترین غذایی رو که خوردی کی و کجا بوده؟
۴_بهترین اس ام اسی که شنیدی چی بوده؟
۵_بهترین کارتون دوران کودکیت چی بوده؟
۶_کدوم سوال منو بیشتر دوس داشتی؟
فکر کنم صندلی داغت آتیش گرفت
جواب : عجب سوالایی پرسیدی
واقعاً آتیشی شد . داغ داغ
۱- اگه ۵۰۰ میلیون ریال یا تومان ؟ تومان داشته باشم اول یه خونه یا اپارتمان تو مشهد میگیرم تا هروقت دلم بخواد در جوار امام رضا (ع) باشم ... بعد یه خونه تو تهران . البته لازم نیست جای لوکس یا شمال شهرش باشه ... با بقیشم یه زمین کشاورزی میگیرم و آبادش میکنم .
۲- من زیاد از کار کردن و دردسر کشیدن خوشم نیاد شاید این عیب بزرگی باشه . همیشه دوست دارم برای خودم و به مقدار نیازم کار کنم .
۳- مادرم بیشتر وقتا غذاهای خوشمزه درست میکنه . همین دیروز پلو مرغ با رب انار که حسابی چسبید![]()
۴- پیامک برام کم میاد ولی از پیامکای ایرانسلی که خیلی بدم میاد .
۵- بچه های کوه آلپ رو خیلی دوست داشتم .
۶- همون سوال ۵۰۰ میلیون تومانی![]()
منم سوال دارم:
1.بزرگترین اسوه زندگیتون کیه؟
2.شیرین ترین آرزوی کودکیتون؟
3.قشنگترین خوابی که دیدی؟
4.بهترین جمله ای که روتون خیلی تاثیر گذاشت تا جایی که خودتونو تغییردادید.
5.اگه به هفت سال پیش برمیگشتین چه کاری رو انجام میدادین و چه کاری رو نه؟(غیر از نامزدی تلخ جوابش)
6.چیزی که ازش خیلی میترسید چیه؟
7.بدترین رویای زندگیتون؟
8.همین الان چشماتون رو ببندید خودتونو، توی کجا تصور میکنید؟
9.اگه بهتون بگن تا 7دقیقه دیگه فقط زنده هستید چه کار میکنید؟
10.تو این چندسال عمرتون مفیدترین کاری که کردین چی بوده؟
11.زشت ترین صحنه ای که دیدین و تو ذهنتون هنوز مونده چیه؟
12.خودتونو تو یک جمله شرح بدین!
13.اگه بور و سفید بخواد زندگیشو عوض کنه از کجا شروع میکنه؟
14.بخوای شهری رو که توش زندگی میکنی عوض کنی کجای دنیا میری؟
15.تصور کن یه فرشته ای که همه دعاهارو مستجاب میکنه توی 10ثانیه فرصت میده ارزو کنی تا برآوردش کنه چی میگی؟
16. بور و سفید اگه بخواد مرگ رو انتخاب کنه کدوم نوعشو انتخاب میکنه؟
17.سوال اخرو خودت بگو خودتم جواب بده.
جواب : ماشااالله ! جای همه ی خواننده های وبلاگم سوال پرسیدین ! منم سعی میکنم با حوصله جواب بدم
۱- اسوه ی خاصی تو زندگیم نیست ! چرا دروغ بگم ؟! سعی میکنم خوب باشم و به اونچه خدا و ائمه و پیامبران سفارش کردن عمل کنم .
۲- وقتی کوچیک بودم خیلی دلم میخواست ماشین داشتم .
۳- یادم نیست . فک کنم خیلی وقته خواب قشنگ ندیدم . یادم اومد مینویسم .
۴- سعی میکنم به جمله هایی که درسته تا جایی که میتونم عمل کنم ولی قضاوت عجولانه رو خیلی بد میدونم و سعی میکنم نکنم .
۵- هفت سال کمه ! هفت سال پیش تو افسردگی بودم و نمیتونستم کاری برای خودم انجام بدم . اگه به سیزده سال پیش برمیگشتم بجای سربازی میرفتم دانشگاه بعدشم نمیگذاشتم داداشم مغازه بابام رو بفروشه و من برای کار کردن تو سختی باشم . چون اونموقع سربازی بودم . با شوهرخواهرم واسه مغازه کامپیوتری شریک نمیشدم . اوضاع روحی و مالیم بهتر بود و یه همسر خوب و در شأن خودم انتخاب میکردم .
۶- من همیشه از این میترسم که دوباره یکی یاد تو زندگیم که بهش علاقه نداشته باشم - دختر سیاه - بخوام تو یه جمعی که بزرگان نشستن صحبت کنم .
۷- همون دختر سیاه و زمانی که عقد بودیم . از این بدتر تو زندگیم نمیدونم .
۸- تو یه جای پر از گل ![]()
![]()
۹- هیچی ... فاتحه خودم رو میخونم
میگم که قرضام رو بدن ... دعا میکنم خدا گناهام رو ببخشه .
۱۰- مفیدترین کاری که کردم
درس بخونم . البته کارای مفید زیاد دارم . هربارم یه کار مفیدی انجام میدم ...
۱۱- راستش یادم نیست ![]()
۱۲- من یه آدم صاف ، ساده ، صادق و تو بعضی امور صبور هستم .
۱۳- زندگیم رو بخوام عوض کنم ؟ ... نمیدونم والله . از کودکی !
۱۴- میرم مشهد
۱۵- میگن برای فرج دعا کنید که گشایش کارهای شما در فرج امام زمانه ! ولی خودت که میدونی اولین آرزوی من چیه ![]()
۱۶- شهادت ... از خدا میخوام توفیقش رو پیدا کنم . مرگ در بستر فایده نداره .
۱۷-
سوال از خودم ؟ باشه ! چرا اینقدر تو انتخاب همسر سخت میگیرم ؟ واسه اینکه میخوام به اونی که تو دلمه برسم تا فردا احساس پشیمونی نکنم و اگه بهش میگم دوستت دارم ، واقعاً و از صمیم قلبم دوستش داشته باشم . آدمی نیستم که بتونم نقش بازی کنم .
+ غریبه
ببخشید این سوال رو میپرسم ولی یعنی شما به اون دختر سیاه هیچ احساس جنسی نداشتید؟!!! خیلی از دخترهای سیاه هستند که خوشگلن!! من خودم عاشق سبزه ها هستم !! عجیبه
جواب : خب شما تا جایی که من میشناسمتون دختر هستید در مورد دخترا بیشتراینطوریه که از پسر سبزه خوششون میاد پسرها هم خیلیاشون دختر سبزه دوست دارن ... من خودم پوست صورتم سبزه است ولی سبزه روشنم .
اما من هیچ احساس جنسی نسبت به اون نداشتم و حتی میلم از بین رفته بود . علتش رو هم گفتم بنویسم باز عده ای نفهم میریزن تو وب توهین میکنن و یه نسبتهایی میدن که لایق خودشون و جد و آبائشون هست ... اما بازم میگم برای روشن شدن اذهان و اینکه دخترها بدونن باید برای شوهرشون باید به خودشون برسن ... بدن پرمو و زمخت و اینکه یکی به خودش نرسه چه علاقه ی جنسی به وجود میاره ؟ مگه یه پسر از اینطور دختری خوشش میاد که اصلاح نکنه ؟ من خودم خیلی حساسم و حتی میگم خودم بهتر از اون بودم حالا یه عده ای میان میگن از خودش تعریف میکنه ولی هیچ جاذبه ای برای من نداشت و ازش بدم اومده بود . بدتر از همه اینه که وقتی این موضوع رو مطرح کنی بخواد باهات لجبازی کنه .
درجواب غریبه باید بگم 99%دخترای سبزه شاید خوشگل باشند اما جذاب نیستند ...جذابیت دختر بودن به سفیدی و لطافت دخترونشه ....من که دخترم ولی اگه پسر بودمم مثل بور و سفیدا دنبال یه دختر سفید بودم
سوالات بعدی من
8_می دونی که گل بی عیب خداست ...حالا اگه قرار باشه همسرت یه خصوصیت بد داشته باشه ترجیح میدی چی باشه؟
9_به نظرت راسته که آدم از هر چی بدش بیاد سرش میاد؟
10_هر آدمی تو زندگیش بارها ضایع شده تو بدترین و خنده دار ترین ضایع شدنت چی بوده و کجا بوده؟

11_اگه من بهت 500 میلیون(تومن)بدم بگم هرچقدر دوس داری به من بده چقدرشو بهم برمیگردونی؟
12_اسم کوچیکت چیه؟
13_اگه اون دختره که باهاش نامزد بودی سفید و بور بود اما بقیه خصوصیتاش همونجوری بود الان دنبال یه دختره سبزه بودی؟
1۴_از کدوم سوالام اصلا خوشت نیومد؟
جواب : این حرفو نزن !!! نمیدونی میان تو وبت بهت بد و بیراه میگن ؟!!! نگو سفیدم ! نگو سفید دوست دارم که میان میکشنتاااااا . جدی میگم میان تو وبت بهت توهین میکنن !!! یه مورد اینطوری سراغ دارم . اما جواب سوالا !
۸- بله گل بی عیب خداست ، درسته ، دلم میخواد خدا خودش کمکم کنه چون هر صفت بدی تو ذوق ادم میخوره ! خدا خودش کمک کنه و مسائلی که زیاد حساس نیستم رو خدا نده بهتره ! چون بعضی وقتا ادم نمیدونه ! فک میکنه یه خصلتی مهم نیست یا یه صفتی زیاد بد نیست وقتی میره تو زندگی میبینه نه ! انگار غیرقابل تحمله ! برای من چیزهایی مثل جهیزیه و تحصیلات و اینکه صددرصد طرفدار جمهوری اسلامی باشه مهم نیست خودم کم کم درستش میکنم . همین که دلش پاک باشه و صداقت داشته باشه کافیه برام . البته اگه ولایی باشه که نورعلی نوره ![]()
۹- نه ، همیشه هم درست نیست ، من از خیلی چیزا بدم میاد که سرم نیومده ( الان عقده ایا دعا میکنن سرم بیاد
) دعا میکنم نشه ...
۱۰- تو یه وبسایتی بدون اینکه مطلب رو کامل بخونم نظر دادم ... پشت سرش یکی نظر داد که تو اصلاً مطلب رو خوندی ؟ حسابی ضایع شدم . بعدش رفتم عذرخواهی کردم .
۱۱- دست شما درد نکنه خییییلی ممنون ! همش رو بهت برمیگردونم با تشکرات فراوان از شما![]()
۱۲- بعداً میگم![]()
۱۳- نه ، به هیچ وجه دنبال دختر سبزه نبودم ، شاید بیشتر سعی میکردم تغییرش بدم . آخه اونطوری نمیشد ! چی رو باید تغییر میدادم .
۱۴- از سوالای ۸ و ۱۳ ... نه اینکه خوشم نیومد . امیدوارم چنین چیزی اصلاً پیش نیاد دیگه . البته سوال هشت که طبیعیه هرکسی یه عیبی داره ولی امیدوارم اون عیبی نباشه که تحملش رو نداشته باشم .
+ غریبه
اگر خودت یه دختر سبزه بودی که احیانا بی ریخت هم بودی
اگه مردی (که عاشقش هستی) به خاطر زشت بودن و سبزه بودنت (مرد از نوع باایمان و خداپرست واقعی) تو رو حقیر می دونست علی رغم اینکه تو هزارتا آرزو در مورد اون مرد داشتی!!!!! اوه چطوری خودت رو دلداری می دادی کلا چیکار می کردی؟
1- گریه میکردی و برنامه خودکشی می چیدی؟
2- زود می تونستی با این موضوع کنار بیای و طرف رو فراموش کنی!!
3- برمیگشتی هر چی تو دهنت بود بهش می گفتی؟
4- می رفتی تو فاز اینکه یه راهی پیدا بشه پوستت رو روشن کنی؟
5- می رفتی ادامه تحصیل می دادی؟
6- می رفتی تو افق محو میشدی؟
و سوال بعدیم؟ به نظرت اگر اون نامزدت با همون قیافه رنگ پوستش سفید بود و البته می تونست موهاش رو رنگ کنه که بور هم بشه، تو باز هم بهش علاقه داشتی و یا کلا از رفتارش هم ناراضی بودی؟
جواب : من گزینه ۴ رو انتخاب میکردم . اول فکر میکردم این آقا واسه چی اومده خواستگاری من ؟ به چه امیدی ؟ ظاهری که ندارم ! حداقل اخلاق داشته باشم . پس بزرگش میداشتم و سعی میکردم قدرش رو بدونم و به حرفاش گوش بدم . البته مرد خداپرست واقعی کسی رو حقیر نمیدونه ! برای همه ارزش و احترام قائله ! تا جایی که نافرمانی خدا رو نکنه! اما وقتی یکی ارزش خودش رو نگه نمیداره ؟! من همیشه سعی میکردم براش ارزش بالایی قائل باشم و احترامش رو حفظ کنم . این بود که تا لحظه ی اخر احترام هم رو نگه داشتیم و مثل دو تا ادم متمدن جدا شدیم . بماند که اطرافیان یکم شلوغش کردن . بازم میگم من خداپرست واقعی نیستم . اگه بودم شاید با این موضوع کنار میومدم ولی من نتونستم . داشت خفم میکرد ! به اینجام رسید . منم کار رو تموم کردم و بدترین حلال رو انجام دادم . ولی راضیم . خیلی راحت شدم .
جواب سوال بعدی : آره از رفتارش هم ناراضی بودم . یعنی تو هیچ موردی دل خوشی ازش نداشتم . ولی خب همه ی عوامل دست به دست هم داد تا دیگه نخوامش ...
+ سمیرا
سلام منم یک سوال بپرسم الان از اون خانم خبری دارین؟ازدواج کرده؟
اینجوری که ازش حرف می زنید انگار قابل دیدن اصلا نبوده تازه اگر خانواده اصرار کردند چرا شما زیر بار رفتین و قبول کردین؟تا آدم خودش نخواد کاری که بخواد انجام نمیشه
جواب : سوال خوبی بود ! خب من احساس میکردم میخوامش ، چندین ماه همینطور اسمش رو میبردم ! میگفتم دختر آروم و خوبی بنظر میاد ، ضمن اینکه از خانواده ی سرشناس و اصیله ! چادری هست و مسجدرو ! ولی موضوعی که ناراحتم کرده بود سیاه بودنش بود ! تا اینکه یکی از خویشاوندان بانفوذمون از موضوع اطلاع پیدا کرد و با پدر دختره صحبت کرد ، هرچی گفتم بخاطر رنگ پوستش مرددم ، ولی قبول نکرد گفت میریم کاملتر ببینش و باهاش صحبت کن ! اونشب به اتفاق خانواده رفتیم خونشون ، تو خونه بهتر بود ! همونشب قرار شد با هم صحبت کنیم ، وقتی باهم صحبت کردیم چنان زبونی واسه ما ریخت ! اونقدر قشنگ صحبت کرد و من رو امیدوار کرد ، ضمن اینکه ظاهرشم بنظرم بد نیومد و اون سیاهی که ازش تو ذهنم بود ، دیدم اونطوریام نیست و خوبه (نگو به خودش رسیده بود)، با وجود اینکه مادر و خواهرم نپسندیده بودنش ولی چون من نظرم مثبت شده بود هیچی نگفتن تا کاره انجام بشه ، فرداش آزمایش دادیم و دوهفته بعد عقد کردیم .... این بود ... ولی فکر نمیکردم اونقدر ظاهر و اخلاقش تو ذوقم بخوره که دیگه اصلا نخوامش ، فکر میکردم همه چی درست میشه و خدا هم وعده داده که اگه بخاطر دیندار ی طرف ازدواج کنید علاقه رو خودش بوجود میاره توکل کردم ولی فکر نمیکردم اونقدر لجوج و بداخلاق باشه ولی خداروشکر که همه چی تموم شد . در ضمن ازش خبر دارم . باباش رو گاهی میبینم . تحصیلات دانشگاهش تمام شده ولی هنوز ازدواج نکرده .
پیشنهاد میکنم صفحه مصاحبه با بور و سفید رو هم بخونید .
منم که اثر نرم کنندگی روغن زیتون رو شنیده بودم اومدم روغن زیتون خوشبو رو با شامپو مخلوط کردم و به موهام مالیدم . شامپوئه یخورده آبکی شد ولی اثر معجزه آساش رو بعینه دیدم .
الان موهام خیلی خوشحالت و لطیف شده . توصیه میکنم شما هم اگه موهاتون خشکه امتحان کنید .
روش دیگه اش اینه که روغن زیتون رو تو شیشه جای سس بریزید و تو حموم بزارین ، بعدش که شامپو رو دستتون میریزید چندقطره روغن زیتون رو اضافه کنید ، اینطوری شامپو آبکی نمیشه . ضمن اینکه بوی شامپو رو اگه پوستتون با بو حساسیت داشته باشه از بین میبره و فقط بوی روغن زیتون میمونه که خیلی خوشبوئه .


بلی پوست اروپاییان سفید است، البته این سفیدی یک انتصاب اجتماعی است، درواقع سوال این است: “چرا پوست ساکنان اروپای شمالی دارای رنگدانه کمتری است؟” تصویر روبرو یک نقشه از رنگ پوست انسانی است. مشاهده میکنید که بومیان شمال اروپا دارای پوستی روشن هستند.
اکثر مردم چیزهایی را درمورد نور آفتاب، UV، طول و عرض جغرافیایی و ویتامین D میدانند.

اینجا شما یک نقشه از UV خورشید (اشعه ماوراء بنفش) در سطح زمین که توسط ماهواره ثبت شده را مشاهده میکنید. این نقشه مطابق با نقشه رنگ پوست است، به جز برای اروپای شمالی.
اگر شما نزدیک به خط استوا باشید، پوست شما تیره تر است. دلیل این است که پوست انسان به نور خورشید فوق العاده حساس است.
اشعه UV وقتی به صورت مستقیم به پوست میتابد، ویتامین D تولید کرده و فولات را کاهش میدهد و جنین در شکم مادر به هر دوی این تغییرات بسیار آسیب پذیر است.
نفوذ بیش از حد UV از پوست (در پوست های خیلی روشن، زیر نور شدید خورشید) ویتامین D را افزایش میدهد اما فولات را کاهش میدهد. کمبود فولات موجب نقص لوله عصبی در جنین و ایجاد اختلالات مادرزادی میشود (مانند شقاق مادرزادی جمجمه و ستون فقرات، آنانسفال و اسپینا بیفیدا)، که منجر به سقط جنین میشود.
از سوی دیگر، نفوذ خیلی کمی از UV از پوست (پوست بیش از حد تیره، زیر نور کم خورشید) فولات را افزایش میدهد، اما موجب کمبود ویتامین D میشود. کاهش ویتامین D باعث اختلالات اسکلتی نوزادان (ناهنجاری های جمجمه، قفسه سینه و ساق پا) و نرمی استخوان میشود، که دوباره باعث سقط جنین میشود.
و به این ترتیب، انسان بسیار سریع خود را با UV خورشید وفق میدهد. گروه های ماقبل تاریخ که به سمت خط استوا مهاجرت کردند پوست تیره تر و گروه هایی که به مناطق دور از خط استوا مهاجرت کردند دارای پوستی روشنتر هستند.
اما این توضیحات دررابطه با اروپاییان شمالی با شکست روبرو میشود، چرا که پوست اهالی اروپای شمالی روشنتر از دیگر مناطق مشابه جغرافیایی است. پس بایستی علاوه بر عامل نور خورشید دلیل دیگری نیز وجود داشته باشد.

در کل خیلی مقاومم و به این سادگی تحت تاثیر مسائل قرار نمیگیرم .
اما داستان دخترک کبریت فروش رو هربار تو کتاب عربی میخونم قلبم آتیش میگیره . خیلی ، خیلی ، خیلی متأثر میشم .![]()
![]()
ترجمه ی متن عربی رو در زیر میزارم
...............................................................................

سرما بسیار شدید بود و برف می بارید . در ان شامگاه کودکی در خیابانها پابرهنه میگشت .
هنگامی که از خانه خارج شد کفشی پوشید ، آن کفش پاهایش را از برف و سرما حفظ نمیکرد
زیرل در اصل آن کفش مادرش بود و کفش گشاده و پاره بود .و بخاطر ان از پاهایش افتاد ، هنگامی که تلاش می کرد بسرعت از خیابان عبور کند ،زیرا میترسید تصادف کند با ماشینی که بسرعت در حال حرکت بود ، پس بازگشت تا کفشش را جستجو کند ، اما نیافت .
در لباس خود تعدادی قوطی کبریت حمل می کرد ، یک قوطی ان را در دستش گرفته بود . روز به پایان رسیده بود و او حتی یک قوطی کبریت نفروخته بود .
گرسنه بود و احساس سرما می کرد . بوی خوش غذا در خیابان پراکنده میگشت . شب عید بود .
در گوشه میان دو خانه ، دخترک نشست . میترسید با قوطیهای کبریت به خانه بازگردد بدون اینکه چیزی از انها را فروخته باشد . پدرش او را خواهد زد ، پدرش بیمار و فقیر بود .
نزدیک بود دستهایش از شدت سرما خشک شود .
یک چوب کبریت را روشن کرد ، گمان کرد کنار بخاری بزرگی نشسته است ولی شعله خاموش شد . چوب دیگری را روشن کرد ، در روشنایی ان مادربزرگ پیرش که مدتی پیش مرده بود در خیالش ظاهر شد . مادربزرگ مثل همیشه پاکیزه و مهربان بنظر میرسید ...
دخترک فریاد زد : مادر بزرگ مرا با خودت ببر ... دخترک عجله کرد و تمام چوب کبریتهایی که در قوطی بود روشن کرد ، میخواست که مادربزرگش مدت بیشتری در کنارش بماند ، مادربزرگ زیباتر به نظر رسید . مادربزرگ دستهایش را گشود و دختر کوچک را به اغوش کشید و با هم به سوی آسمان خدا پرواز کردند . جایی که سرما و گرسنگی و ستم نیست .
صبح سرد طلوع کرد و رهگذران کودکی را دیدند که بر لبانش لبخند بود و از شدت سرما مرده بود . دیدند در حالی که قوطی های خالی کبریت روبرویش بود .![]()


«ابوعبید»، پدر مختار، قبل از ازدواجش بسیار مشکل پسند و در پی همسری ایدهآل بود، او همسری میخواست که از نظر اصالت، نجابت، وجاهت، حسب و نسب، شایسته باشد و هر کسی که به او پیشنهاد میشد نمیپذیرفت، شبی در خواب میبیند که یک نفر به او میگوید: برو «دومه زیبا» را بگیر که پشیمانی ندارد و او همان است که میخواهی!
دومة، دختر «وهب بن عمر بن معیّب» بود و به خاطر وجاهت و دیگر محسناتش، او را «دومة الحسناء» لقب داده بودند.
او خواب خود را برای خانوادهاش تعریف کرد، آنان گفتند: این خواب اعتباری ندارد، ولی یکی از میان آنان گفت: این یک دستور است، تعجیل کن و با دَومه ازدواج کن! به این ترتیب، ابوعبید دل به دریا زد و با این دوشیزه که دل خواهش بود، ازدواج کرد و این خانم از شوهرش باردار شد.
دومه میگوید: هنگامی که حامله بودم؛ شبی خواب دیدم که گویندهای در عالم رویا، این سرود را برایم میخواند:
اَبشِری بالوَلَدِ/اَشَبَهُ شیءٍ باَلاَمة
اِذ الرِجالُ فی کَبَد/تقَاولَوا علَی لَبَد
کانَ لَهُ حظُّ الأَسَد
یعنی: مژده به یک پسر پسری مثل شیر در گرماگرم نبرد او بهره کاملی از شجاعت دارد و پس از چندی خداوند نوزادی پسر، به ابوعبید عطا فرمود و او نامش را «مختار» گذاشت و خداوند، چند فرزند دیگر نیز از همین خانم، به ابوعبید داد که عبارتند از: «جبر»، «اباجبر»، «ابوحکم»، «ابوامیّه»، «اسید» و «صفیه» که این دختر بعدها همسر عبدالله بن عمر شد.
*مادر مختار
نام مادر مختار «دَوْمَه» و از زنان با شخصیت تاریخ اسلام است، درباره او گفتهاند: «مِنْ رَبّات الفَصاحَةِ وَلْبَلاغَةِ وَالْرَأی وَالْعَقل»، وی، از زنان سخنور و با تدبیر عاقله بود.
مادر مختار تا شهادت او زنده و پیرزنی فرتوت بود که در جریان محاصره «دارالاماره» به دست نیروهای «مصعب بن زبیر» نیز حضور داشت و در محاصره بود.
«ابوعجین» میگوید: آن روز که تعدادی از یاران و نزدیکان مختار، در محاصره قصر کشته شد و مردم هزیمت شدند، من به مادر مختار پیشنهاد کردم که بیا تا تو را به دوش بگیرم و از معرکه نجات دهم، وی با شجاعت تمام این پیشنهاد را رد کرد و گفت: «به خدا قسم اگر دستگیرم کنند و اسیر شوم، بهتر از آن است که مرا به دوش بگیری و نجاتم دهی».
سلام علیکم ، خدمت همه ی برادرانی که وبلاگ من رو میخونن سلام عرض میکنم ، و میگم هیچکی نمیتونه تصمیش رو همینطوری و بانگاه به دیگران بگیره ! شاید خیلی از دوستان مشکل من رو داشته باشند ، ولی جدایی همینطوری نیست که کسی بخواد الکی از همسرش جدابشه ! هرتصمیم نادرستی عواقبی برجای میگذاره که شاید قابل جبران نباشه ! تصصمیمها باید باتوکل بر خدا گرفته بشه ، نه از روی هوا و هوس ! منی که میبینید از ظاهر همسرم راضی نبودم و ازش جدا شدم ، صرفا فقط بخاطر ظاهر نبوده ! درسته خیلی تاثیرگذار بوده ولی اخلاق و محبت و مطیع بودن هم خیلی تاثیرگذار بوده ، مخصوصا مطیع بودن که اگه از این نظرها خوب بود کارمون هیچوقت به جدایی نمیکشید ! چون من ظاهرش رو که دیده بودم و بیشتر رو اخلاق و معنویاتش حساب کرده بودم که متاسفانه هیچ ... بنظرم محبت خیلی تاثیرگذاره و صرفا بور و سفید بودن خوشبختی نمیاره ! چیزهایی مثل مطیع بودن ، همسطح بودن ، خوش اخلاقی ... من بعدا به این نتیجه رسیدم که اولا یکی باید باشه که اول از همه ظاهرش کاملا به دلم بشینه ، ثانیا در این مواردی که گفتم ، محبت و اخلاق و همسطح باشیم ، الان هم در هرحالی وجدانم رو قاضی میکنم ، چه وقتهایی که به مرگ فکر میکنم ، تو غصالخونه ، در هرحال ... میبینم تصمیم درستی گرفتم و زندگی اونطوری امکان نداشت ، طلاق هرچند خیلی بده ولی در یک صورت حلال هست ، بخاطر اینهاست ... خیلی حرفها هست ، باید زجرکشیده باشی از دست یکی تا بدونی طلاق چه معنی میده ! من خیلی حرفها رو دلم میخواد اینجا بنویسم و برای آدمای خودش خیلی معنا و مفهوم داره ، واسه کسانی که در جریان زندگی هستند ولی این حرفهای من ممکنه از نظر خیلیهای دیگه بی معنی و مفهوم باشه . در ضمن ما از اولش محبتی بینمون نبود ، اینطوری نبود که حالا بگید اول زندگیمون با هم خوب بودیم ، بعد بتدریج از همدیگه زده شدیم و دیگه به هم علاقه ای نداشتیم ... بعله ، انقدر حرف هست که از هر زوایه ای صحبت میکنی زوایای دیگه پنهان مونده و نتونستی در موردش صحبت کنی تا حرف دلت رو گفته باشی و بدونن چه غمها و غصه ها که تحمل نکردی تا ازش جدا شدی ! مگه همینطوریه ؟ الان که من رو میبینید به آرامش رسیدم رضای خدا رو هم درنظر گرفتم و تاجایی که میتونستم سعی خودم رو کردم ! دیگه نمیشد ، اگر اینطور نبود الان عذاب وجدان داشتم ، حرفای خیلی زیادی هست که فعلا مجالش نیست و به وقتش یعنی هروقت مطالب رو جمع بندی کردم مینویسم ، امروز با یکی از دوستان میخوائیم برای ناهار بریم کوه !
سلام، صبحتون بخیر ، امروز میخوام راجع به دستگاههای متولی در امر ازدواج صحبت کنم و بهشون پیشنهاداتی بدم، البته پیشنهادهای من بی تجربه خالی از نقص نیست ولی تا اونجایی که میدونم مزایا و معایبش رو میسنجم بعد ارائه میدم ، تا جایی که میدونم دستگاه دولتی که در این امر فعال باشه و دختر و پسرهای مناسب هم رو معرفی کنه نداریم ، داریم ؟ بنظر من تو هر شهر یا شهرستانی اداره ی ثبت احوالش باید سایت داشته باشه و بمحض اینکه افراد به سن ازدواج رسیدن اسمشون وارد اون سایت بشه بطور اتوماتیک ، مشخصات دقیق از جمله تمام خصوصیات ظاهری ، قد ، خلقیات ، وضعیت خانوادگی ، مالی ، روحیات ، همه چی باید ثبت شده باشه حتی وجوه تشابه رو هم اعلام کنه ، خیلی تاکیدم بر این هست که این نهاد ، دولتی و زیرنظر دولت باشه که امکان سواستفاده نداشته باشه ، با کمک معلمین دبیرستان هرکی میخواد ازدواج کنه اول یه مشاوره ببینه ، بعدش هم دختری که مناسب با مزاج و شخصیتش هست بهش معرفی بشه ، تا جایی که میدونم سایت بزرگ تبیان داره این موضوع رو بررسی میکنه ، تو این وضعیت بد اقتصادی ، من یکی از مسائل و مشکلاتش واهمه ی زیادی ندارم ولی چیزی که باعث نگرانیم میشه این هست که طرف باب میل و طبعم نباشه ، اینقدر که رو ازدواج و ... تاکید میشه ولی به اونصورت مشکلات و موانع ازدواج ریشه یابی نمیشه ! درسته که خیلیش به مسائل اقتصادی بر میگرده ولی خیلی ها هم که ازدواجشون به تاخیر افتاده مشکلشون عدم مورد دلخواهشون هست ، مثلا من یکی تو این شهر شلوغ باید کجا و دنبال کی بگردم ! اگه فکر درستی برای این موضوع بشه خیلی از مشکلات حل میشه، طلاق هم کاهش پیدا میکنه ، فرض کنید اگه یکی که میخواد ازدواج کنه قبلش یه مشاور خوب باهاش صحبت کنه و بدونه دختر مناسبش باید چطور تیپ و شخصیتی داشته باشه ، همچنین برعکسش یعنی اگه یه دختر قصد ازدواج داشته باشه مورد مناسبش بهش معرفی بشه ... کمتر پیش میاد باهم سازگاری پیدا نکنند . باید بررسی و اجرا کنند تا موانع و مشکلاتش مشخص بشه .
حرفهای گهربار دوست عزیزم فرهاد که باید با طلا نوشت ...
سلام دوست عزیز
دختری که اعتقاد به مهریه سنگین داشته باشه بدرد نمیخوره همان بهتر که طلاقش دادی.
دختری که به مهریه سبک قانع هست معلومه که به شوهرش اعتماد داره و هر کاری حاضره براش بکنه به اینجور دخترها هر چقدر هم محبت بشه کمه البته این تیپ دخترها خیلی کم پیدا میشه!
با دخترهایی که مهریه سنگین میخوان و حاضر نیستند کوتاه بیان نباید ازدواج کرد مواظب باش گرفتارشون نشی حتی اگه بور و سفید باشه!
بعضیهاشون هم که به اندازه سال تولدشون سکه میخوان! به اینها حتی نباید نگاه کرد از شیطان هم بدتر هستند.
طلاق حق مرد هست و هر وقت خواست میتونه زنش رو طلاق بده.
مهریه حق زن هست حتی اگه بدترین اخلاق رو داشته باشه البته حق طلاق رو هم با شرایطی داره.
اگه زن برای طلاق پیش قدم بشه ولی شرایط طلاق رو نداشته باشه باید از حقوقش بگذره و مرد رو راضی به طلاق کنه اما اگه مرد پیش قدم بشه باید حقوق زن رو بده تا بتونه طلاقش بده.
خبرگزاری فارس: از هر 20 نفر فرد مبتلا به ملانوما یک نفر به دلیل استفاده از تختهای برنزه کننده به این بیماری دچار شدهاند و خطر بروز این سرطان در افرادی که قبل از ۳۵ سالگی از دستگاههای برنزه کردن پوست استفاده میکنند تا ۸۷ درصد افزایش مییابد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس به نقل از پایگاه خبری هلث دی نیوز آمریکا، تحقیقات جدید نشان داد: افرادی که پوست خود را با خوابیدن روی تختهای برنزه کننده، برنزه میکنند 20 درصد بیشتر در معرض خطر سرطان پوست قرار دارند و در صورتی که این کار را قبل از 35 سالگی آغاز کنند این خطر به 87 درصد افزایش مییابد.
فیلیپی آتیر مدیر انجمن بخش تحقیقات پیشگیری بینالمللی در لیون فرانسه گفت: وسایل خانگی که برای برنزه کردن پوست استفاده میشوند بسیار سرطان زا هستند و مردم نباید از آنها استفاده کنند.
آتیر گفت: سازمان غذا و داروی آمریکا درصدد آن است تا استفاده از تختهای برنزه کننده را برای افراد زیر 18 سال ممنوع کند.
در حال حاضر استفاده از این تختها در برزیل و نیوساوتولز ممنوع شده و در فرانسه هم ممنوعیت مورد استقبال قرار گرفته است.
محققان برای درک رابطه بین تختهای برنزه کننده و سرطان پوست، 27 تحقیق را که بین سالهای 1981 تا 2012 انجام شده بود بررسی کردند.
آنها در مجموع متوجه شدند که بیش از 11 هزار نفر از افرادی که سرطان پوست داشتند از این تختها استفاده کرده اند.
محققان با در کنار هم قرار دادن اطلاعات متوجه شدند: افرادی که به طور مرتب از تختهای برنزه کننده استفاده می کردند در مقایسه با افرادی که هرگز از آنها استفاده نکرده بودند، 20 درصد بیشتر در معرض سرطان قرار داشتند.
محققان همچنین دریافتند: در صورتی که فرد برنزه کردن پوست را قبل از 35 سالگی آغاز کرده بود 87 درصد و تقریباً 2 درصد در سال به ازاء هربار برنزه سازی اضافی احتمال این خطر را افزایش میداد.
محققان به این نتیجه رسیدند: سالانه تقریباً از 64 هزار فرد مبتلا به ملانوما در اروپای غربی، بیش از 3400 نفر به دلیل استفاده از تختهای برنزه کننده به این بیماری دچار شدهاند.
این تیم افزود: استفاده از تختهای برنزه کننده سالانه موجب مرگ و میر 800 نفر بر اثر این سرطان مرگبار میشود.
دکتر جفری سالومون استادیار کلینیکی بخش جراحی پلاستیک در دانشکده پزشکی دانشگاه یل گفت: خطر ابتلا به ملانوما بر اثر استفاده از تختهای برنزه کننده بیش از خورشید است.
جان اور استریت مدیر عامل گروه صنایع در انجمن برنزه سازی خانگی گفت: نمیتوان برنزه سازی در اروپا را با آمریکا مقایسه کرد.
سازمان غذا و داروی آمریکا آزمایشهایی را انجام داده است که مقدار اشعه ماورای بنفش مورد نیاز برای سوزاندن پوست را در انواع پوستهای مختلف بررسی کرده است که این کار مستلزم آن است تا تمام تجهیزات برنزه سازی در آمریکا دارای برچسبهایی باشند که میزان زمان پیشنهادی برای مواجهه با این نور را با توجه به نوع پوست تعیین کنند تا مانع از سوختگی پوست شوند.
بعدشم از اونجا بردنش سردخونه ...
منم در همون حین رفتم و فکر میکردم در میبندند و کسی رو داخل راه نمیدن ...
دیدم درباز هست و مرحوم رو یه سنگ بزرگی خوابیده بود ...
فقط لحظاتی صورتش رو دیدم ... که سریع یه دستمالی دور سرش پیچیدند و در کفن رو بستند ![]()
داشتم با خودم فکر میکردم واقعاً مرگ برای ما درس بزرگیه ! هیچکی جز خدا نمیمونه ...
اگه برامون عبرت بشه و عبرت بگیریم .
همون لحظه هیچ مسأله ای نبود و نترسیدم ... اما بعدش همش میت تو ذهنم میومد ...
میگفتم : هیچ حرکتی نمیکرد ! خیلی یه جوری بود ...
از این حرفم خندشون گرفته بود که : اگه میت حرکت کنه که مردم پا میزارن به فرار ![]()
![]()
حالا تا اینجاشو داشته باشید ...
میگه یه روز وقتی میخواستن یه میتی رو دفن کنند ، ظاهراً هنوز زنده بوده یمرتبه با کفن بلند میشه !
همه پا به فرار میزارن ... یکی داد میزنه بابا فرار نکنید ! خودم با بیل کشتمش ![]()
![]()
اونشب تنها بودم،همش اون تصاویر تو ذهنم میومد و نمیزاشت بخوابم
نزدیکای صبح خوابم برد ...
وقتی پاشدم دیر بود به مراسم تدفینش نرسیدم .
|
امشب خیلی حس خوبی دارم . حس آرامش ، احساس پاکی و بیگناهی میکنم . حس آزادی و آزادگی ، احساس شادی
واقعاً باید خدا رو بخاطر آرامشی که بهم داده شکرگذار بود ...
شبی به بلندای آرزوها؛
در لیلة الرغائب چه بخواهیم؟ |
واسطه ها در ازدواج ، درست یا نادرست ؟
گروه كثیری از جوانان هستند كه از نظر اجتماعی و اقتصادی آمادگی لازم برای ازدواج و تشكیل خانواده را دارند، اما به دلیل آن كه همسر دلخواه خود را در میان نزدیكان، دوستان، اقوام، همكاران و... پیدا نكردهاند، ازدواجشان به تاخیر افتاده است. اینجاست كه اسلام برای كسانی كه در امر ازدواج پیشقدم شوند و نقش واسطه یا معرف را داشته باشند، پاداش بزرگ و مزد قابل توجهی در نظر گرفته است، اما نكته قابل توجه آن كه اگر چه وساطت در امر ازدواج مزد و ثواب بسیار دارد، اما باید گفت كار پرمسوولیت و سنگینی است و پختگی و كارآزمودگی زیادی لازم دارد و به اصطلاح باید غذایی پخت كه قابل خوردن باشد.
متاسفانه این روزها بسیار دیده میشود كه برخی افراد از روی ناآگاهی، بیخبری یا سوءنیت بدون آن كه از وضع اخلاقی یك پسر یا دختر یا از مصالح زندگی اجتماعی دو خانواده اطلاع كافی داشته باشند دست به معرفی ناقصی میزنند كه هیچ گونه تناسب اخلاقی، اقتصادی و مذهبی در آن وجود ندارد. در نتیجه یك پسر و یك دختر و دو خانواده بیگناه را بدبخت میكنند. این ازدواج نامناسب كه در اثر اعتماد به یك معرف ناآگاه به وجود آمده مانند سفره ناقصی است كه جمع كردن آن رسوایی دارد و پهن بودنش نگرانی و خون دل خوردن!
اما به راستی یك معرف خوب چه ویژگیهایی دارد؟ خانوادهها باید به چه كسانی اعتماد كنند؟
یك واسطه خوب و مطمئن باید متدین، عاقل، فهیم، دلسوز و خیرخواه باشد، معیارهای اصلی و حقیقی ازدواج را بشناسد، نقاط ضعف و قوت دو طرف را بداند، كاملا با خلقیات، روحیات، فرهنگ و مذهب خانوادهها آشنا باشد و بسیار سنجیده و عاقلانه طرفین را آگاه سازد.
در این شیوه آشنایی، واسطهها به دلیل شناختی كه از دو طرف دارند مهره اصلی انطباقات اولیه واقع شده و اقدام به معرفی افراد به یكدیگر میكنند. در این میان بسیاری از خانوادهها نیز تنها به صرف آشنایی، به فرد معرفیكننده بیشتر از فرد معرفیشونده اعتماد میكنند.
اما باید دانست فرد واسطه براساس نظام فكری، فرهنگی و مذهبی خود دو نفر را به هم معرفی میكند و ممكن است طرفین را به درستی نشناخته باشد، بنابراین نمیتواند تضمینكننده موفقیت در ازدواج باشد.
در واقع جوانها و خانوادههایشان باید بدانند پس از معرفی باید براساس اعتقادات و روحیات خود به تحقیق و بررسی بیشتری پرداخته و براساس آنچه میشنوند تصمیم نگیرند.
همه واسطهها خیرخواه نیستند
واسطهها چند گروه اند :
1 - عدهای خیرخواه و آگاهند. پس میتوان به آنها اطمینان كرد.
2 - عدهای خیرخواه اما نا آگاهند. اعتماد به این افراد خسارت بار و موجب پشیمانی میگردد. عدهای درست مثل بنگاه املاك عمل میكنند. یعنی همه تلاششان در پی تحقق معامله و رسیدن به سود و منفعت مالی است اینها هم خطرناكند.
3 - گروه دیگر سوءنیت دارند یعنی با حیله و دغل سعی میكنند به اهداف و منافع شوم خود برسند. این گروه سرشار از بخل، كینه و حسد بوده و هدف اصلی آنان نابودی خانوادهها است. این دسته بشدت غیرقابل اعتماد بوده و باید از آنها ترسید.
در نهایت این گونه میتوان گفت كه انتخاب یك معرف امین و خیرخواه خود نیز به اندازه انتخاب یك همسر مناسب سخت و گاهی ناشدنی است.

ازکسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاسگزارم
آنها مرا قویتر میکنند
از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم
آنان قلب مرا بزرگتر میکنند
ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشـــــــــــــکرم
آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست
از کسانیکه با من مـــــیمانند سپاسگزارم
آنان به من معنای دوست واقعی را نشان میدهند
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
یکی از وبهایی که برام نظر ارسال کرده بودند رو خوندم از این مطلب خیلی خوشم آمد . مطلبش رو با لینک به وبلاگش جهت امانتداری اینجا میزارم و همچنین ازش تشکر میکنم .


تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...

![]()
((کیست که این بدعت بد را از روی زمین یعنی از کشورمون ایران بردارد ))
چهارشنبه سوری رو میگم بله ...
بابا هرچی از قدیم برامون به ارث گذاشتن که خوب نیست ...
چقدر این چهارشنبه سوزی آخر سال به جان و مال مردم خسارت وارد میکنه ...
حالا من یه چیزی بگم میگن این مخالف سنتهای گذشتگانمون هست .
بله من صددرصد مخالفم ... همه ی ان کارهای ناشایست بنظر من باید جمع بشه .
برای این کار نیاز به فرهنگ سازی و عزم ملی داریم .

آئین و سنن هرملتی فرهنگ اون ملت رو نشون میده . بعضی وقتا به ایرانی بودن خودمون افتخار میکنیم . وقتی بعضی سنت های مسخره ملتهای دیگه رو میبینیم . بعضی از سنتهای عجیب ، سنتهای خنده دار و بعضی ها که باور نکردنیه !
۱) در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی زنان می توانند به ازای هر بار معاشقه از شوهر خود تقاضای پول کنند.
۲) در جزیره Tazmanya واقع در جنوب شرقی استرالیا و نیز در منطقه Gippsland این کشور، عروس و داماد حین جشن عروسی روی حصیری که در میانه مجلس پهن شده، در برابر میهمانان اولین رابطه خود را برقرار می کنند.
۳) در کشور اندونزی واقع در جنوب شرقی آسیا، اگر ثابت شود که فردی عمل خود ارضائی انجام داده، سر آن فرد را به عنوان مجازات می توانند از تنش جدا کنند.
۴) بنا به سنتی در تایوان، واقع در شرق آسیا، یکی از خویشاوندان یا دوستان داماد باید بکارت عروس را از بین ببرد. بدین ترتیب داماد می تواند از انجام این وظیفه ناراحت کننده و نامطلوب رهایی پیدا کند.
۵) بر اساس سنتی در هندوستان، زنانی که برای انجام نظافت به خانه های دیگران می روند، می توانند وظیفه پاسخ دادن به نیازهای جنسی نوجوانان مجرد ساکن خانه را نیز به عهده بگیرد.
۶) در جزیره Guam واقع در اقیانوس کبیر، مردها می توانند شغلی متفاوت و بی نظیر در سراسر جهان را داشته باشند. مردانی که این شغل را انتخاب می کنند، شهر به شهر می گردند و در ازای دریافت پول از دختران باکره، اقدام به برقراری رابطه جنسی با آنها می کنند. بر اساس سنتی در جزیره Guam ازدواج دختران باکره به هیچ وجه مجاز شمرده نمی شود.
۷) در شهر Cali کشور کلمبیا در آمریکای جنوبی، اولین رابطه جنسی عروس جوان و شوهرش توسط مادر عروس به طور کامل زیر نظر گرفته می شود.
۸) بنا به قانون موسوم به Cottonwood که در ایالت آریزونای آمریکا جاری است، زوج ها نمی توانند در اتومبیلی که لاستیک آن پنجر شده به معاشقه بپردازند.

بلژیک
در کشور بلژیک عموما همیشه عروس لباس سفید می پوشد مرد به خانه ی عروس می رود و به وی دسته گل می دهد «که عموما دسته گل سفید و یا به رنگ های روشن است.»آن ها به کلیسا می روند و داماد در داخل کلیسا است هنگامی که پدر عروس ،عروس را همراهی می کند و به همسر آینده اش تحویل دهد و در پایان هنگامی که آن ها از کلیسا خارج می شوند خانواده ی آن ها بر سر آن ها برنج می ریزند.
برزیل
مراسم ازدواج در برزیل جزئیات مهم بسیاری دارد. به عنوان مثال داماد نمی تواند عروس را در حالی که لباس عروسی پوشیده است تا قبل از مراسم ببیند. عروس باید یک چیز کهنه و چیزی نو و چیزی که قرض گرفته شده باشد را درمراسم استفاده کند. یک نکته ی دیگر آن است که حلقه باید حکاکی شده باشد و بر روی حلقه ی عروس نام داماد و بر روی حلقه ی داماد نام عروس حکاکی شود.
چین
چگونه مراسم عروسی با باران همراه باشد. اگر عروس مستقیماً از قابلمه ی غذا بخورد در روز عروسی باران خواهد بارید. دستمال رد و بدل کردن و آرزوی خوشبختی برای یک دیگر کردن. در چین ، هر زوج جدیدی پیش تر از آغاز مراسم عصرانه باید به پارک بروند و یک فیلم ویدیویی تهیه کنند. اگر زوج تازه ازدواج کرده ، در پارک همدیگر را ببینند عروس و داماد باید دستمال های جدیدشان را با هم عوض کنند و برای یکدیگر آرزوی موفقیت و خوشبختی کنند. این دستمال باید قرمز باشد و عکس اردک چینی روی آن باشد چرا که این اردک ها همیشه کنار هم باقی می مانند و این بدان معنی است که زوج همیشه کنار هم باقی می مانند ما این رسم را داریم که شادی را با هم تقسیم کنیم و به یکدیگر تبریک بگوییم رسم بدین سان است که هر چه بیشتر شادی داشته باشیم خوش شانسی بیشتری به شما روی خواهد آورد. به همین دلیل فراموش نکنید که برای ازدواجتان این دستمال ها را دست دوز فراهم کنید. یکی از نکات جالب توجه در مراسم عروسی چینی ها: در مراسم سنتی ازدواج چینی ها همیشه مهمانان و دوستان مراسم جالب سرگرم کننده ای را روی زوج تازه ازدواج کرده اجرا می کنند. به عنوان مثال ، در طی مراسم یک سیب که به نخی متصل است رو به رو ی زوج نگه داشته می شود. افرادی که در مراسم از روی لج آن ها شرکت دارند از عروس و داماد می خواهند تا هم زمان سیب را گاز بزنند تا نمایان گر علاقه ی آن دو به هم است اما در لحظه ای که لبان آن ها به سیب تماس حاصل می کند یکی از دوستان ناگهان آن را عقب می کشد که در نتیجه آن لب های زوج به هم نزدیک سیب می شود که به جای گاز زدن سیب که در مقابل آن ها اســـت آن ها یکدیگر را می بوسند. نکته ی قابل توجه این است که این عمل همیشه به شادی و خنده های بلند منجر می شود.
کلمبیا
مراسم شمع: در مراسم ازدواج مسیحیان کلمبیایی یک رسم سنتی وجود دارد که بعد از مراسم حلقه ، داماد و عروس بایستی شمع روشن کنند.این رسم معنای ویژه ای دارد. هر شمع روشن شده ای نشان دهنده ی زندگی هر یک از آن ها است. پس از آن با هم یک شمع را روشن می کنند و شمع اولیه ای را که هر یک جداگانه روشن کرده اند خاموش می کند فقط شمعی که باهم روشن کرده اند را روشن نگه می دارند. شمع روشن باقی مانده بیان گر آن است که هم اکنون آن دو یکی شده اند و باهم لحظه به لحظه زندگیشان را سپری خواهند کرد.
اروپای شرقی
درخواست اجازه از پدر عروس: نامزدی مراسمی است که بیشتر از ازدواج برپا می شود. یک ماه مانده به عروسی ، داماد از پدر دختر تقاضا می کند تا دختر را از خانه ی پدری اش ببرد. داماد صبح هنگام به همراه گروه موسیقی به خانه ی عروس می رود و تمام همسایگان جهت دیدن تازه عروس بیرون می آیند و به وی تبریک می گویند.
ال سالوادور
همراهی عروس تا کلیسا: همه ی مراسم ازدواج در سراسر جهان خواهان آن هستند تا چیزهای مختلفی را از طریق این مراسم بیان کنند.به دلایلی در مناطقی از ال سالوادور ،هنگامی که مراسم ازدواج برپا می شود،این مراسم بدون حضور عروس صورت می گیرد.داماد و تمام افرادی که به مراســـم دعوت شده اند در این تشریفات در انتظار عروس هستند. هنگامی که تشریفات مراسم عروسی آغاز می شود گروهی متشکل از هفت مرد به خانه ی عروس می روند.عروس و خانواده اش در انتظار هفت ماشین سفید هستند که این ماشین ها تا زمان رسیدن ماشین حامل عروس تا کلیسا وی را همراهی می کنند و در آخر به هنگام ورود عروس به کلیسا آهنگ عروسی شروع به نواختن می شود.
آلمان
عروسی به همراه ظروف شکسته (پلترابند) چند روز پیش از مراسم ازدواج دوستان و فامیل ظروف کهنه و چینی خود را برای انداختن بر روی زمین بر مقابل عروس و داماد می آورند و این بدین مناسبت است که این مراسم برای آن دو شادی و زندگی خوبی به ارمغان می آورد و به همین دلیل این مراسم عصرانه را(پلترابند)یعنی عصری که در آن ظروف چینی بسیاری را می شکنند نام گرفته است.
هند
ازدواج دو خانواده و نه فقط دو فرد. در"سیخ فیت"(sikh faith)در شرق هند برخی ازدواج ها از قبل تعیین شده و برخی بر اساس عشق و علاقه است.وقتی دو نفر خواهان ازدواج با هم هستند این بدین معنا است که دو خانواده با هم ازدواج می کنند ونه فقط آندو فرد .عروس نیز طبق سنت قرمز می پوشد(سفید در فرهنگ هند بیانگر مرگ است) و داماد کت کرم رنگی را که "اتچکین"نامیده می شود همراه با عمامه ی قرمز رنگی می پوشد.پدر دختر،عروس و داماد را از طریق قرار دادن یک گوشه از لباس عروس در دســــــتان داماد به یک دیگر منتقل می کند.داماد چهار مرتبه با کمک برادران عروس و سه عمو ها عروس را به دور کتاب مقدس می چرخاند.بعد از اتمام چهار مرتبه چرخش آن دو زن و شــوهر محســــــوب می شوند.کشیش را یا دعای خیرشان را نثار آن دو می کند و به زوج نصیحت می کنند که چگونه زندگی کنند و چگونه در زندگی جدید مشترکشان عشق بورزند.این زوج دو بدن با یک روح هستند.
ایران
رسم ساییدن قند: رسم های زیادی در ارتباط با ازدواج وجود دارد که به طور حتم باید مورد توجه قرار گیرد که در غیر آن صورت اقبال بد به طور قطعی به دنبال آن ها خواهد آمد.به عنوان مثال سه یا چهار دختره ازدواج نکرده یک پارچه ی تمیز و سفید رنگی را بالای سر عروس و داماد در حالی که آنها بر روی نیمکت یا زمین نشسته اند می گیرند بعد یکی از دختر ها شروع به ساییدن دو کله قند بزرگ بالای سر آن دو می کند و هنگامی که این کار را انجام می دهد از خدا می خواهد که روح بد را از زندگی زوج تازه ازدواج کرده براند .قبل از مراسم خانواده ی پسر و دختر باید اطمینان حاصل کنند که دختری که قند می ساید قابل اعتماد محبوب باشد . این عمل همچنین سبب می شود که سایر دختران ازدواج نکرده حاضر در این مراسم نیز در مدت نه چندان دور ازدواج کنند.

در صورت بروز این مشکل شما دو راه پیش روی خود دارید:
یکی این که با درمان های گران قیمت نسبت به برطرف کردن آن اقدام کنید.
دوم این که می توانید با راه های طبیعی و کم هزینه، آن را درمان کنید.
راه های طبیعی درمان شوره سر:
۱- هر روز موهای خود را شانه بزنید. با شانه زدن، گردش خون را در ریشه های موی خود تسریع می بخشید. سر خود را خم کنید و از پشت گردن تا بالای موهای خود را شانه کنید. بلافاصله بعد از شانه زدن با انگشتان، پوست سر خود را ماساژ دهید تا به تسریع گردش خون کمک کنید.
۲- سر خود را همیشه تمیز نگه دارید. سرکه رقیق شده با مقداری آب را روی سر خود بریزید و با پارچه سر خود را ببندید. اگر ترجیح می دهید که سوزش را احساس نکنید می توانید از روغن نارگیل به جای
آن استفاده کنید. پس از قراردادن روغن نارگیل بر روی سر، با انگشتان خود، سر را ماساژ دهید و یا شانه بزنید. بعد از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه، سر خود را با آب داغ (در حدی که نسوزید) بشویید.
۳- عادات غذایی خود را اصلاح کنید. اگر شما از درون سالم باشید، باید بدن شما از بیرون هم نشانگر سلامت درون شما باشد. با مصرف میوه و سبزیجات به میزان لازم، شوره سر تحت کنترل درمی آید.
۴- بعد از زدن شامپو، در مرحله آخر آبکشی، موهای سر خود را با مخلوط آب و یک قاشق غذاخوری آبلیمو بشویید. این کار نه تنها از بروز شوره جلوگیری می کند، بلکه درخشندگی خاصی به موهای شما خواهد داد.
۵- اگر از شوره سر خود شدیداً رنج می برید و مقدار آن بسیار زیاد است، می توانید از این درمان ها در طول شب بهره ببرید.
قبل از خوابیدن، سر خود را به روغن بچه آغشته کنید. سر خود را با روسری ببندید تا بالش کثیف نشود. صبح روز بعد سر خود را با شامپو بشویید. این کار را تا از بین بردن کامل شوره سر ادامه دهید.
روش دیگر این است که یک قاشق غذاخوری روغن زیتون را با یک قاشق غذاخوری آبلیمو مخلوط کرده و آن را قبل از خوابیدن، روی سر خود بمالید. با پارچه سر خود را پوشانده و بخوابید. فردا صبح، سر خود را با شامپو بشویید.
۶- اضطراب و استرس از جمله عوامل مهم در بروز شوره سر هستند. لذا با حفظ آرامش، به رفع شوره سر خود کمک کنید.

قرآن كریم هر كدام از زن و مرد را لباس دیگری دانسته است. "هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ" خانم ها لباس شما مردان و شما لباس آن خانم ها هستید. (سوره بقره، آیه 187)
1. لباس آبروی شخص را حفظ می كند و عیوب و نقائص شخص را می پوشاند. زن و شوهر در حفظ آبروی هم باید اهتمام جدّی داشته باشند، یعنی اگر هر کدام از آنها دارای نقصی شدن یا اشتباهی کردند باید دیگری آن را بپوشاند و کمک کند که آن عیب برطرف شود.
2. لباس زینت انسان است. با گفتار و کردار خود زینت هم بوده و روابط صمیمانه و نزدیکی داشته باشند، به طوری که در همه جا به هم افتخار کنید و از داشتن هم لذت ببرید.
3. رابطه ی انسان با لباس تنگاتنگ است و بیگانه به آن راه ندارد. پس وقتی که طرفین زندگی مشترکی را آغاز کردند باید محرم اسرار یكدیگر باشند و از ورود و دخالت دیگران به حریم خصوصی زندگیشان جلوگیری کنند.
4. لباس به تناسب فصل و زمان تغییر می یابد. مرد و زن هم باید مراعات اخلاق و رفتار طرف مقابل را بنمایند، اگر او تند شد، با تندی برخورد نکنند بلکه با خشم دیگری نرم و لطیف و نازك شوند و اگر احساس نا امیدی و یأس كرد دیگری او را امید بخشند و باید در مقابل برخورد های هم انعطاف به خرج دهند و رفتاری منطقی انجام دهند.
5. لباس انسان را از سرما و گرما حفظ می کند، زن و مرد هم باید حافظ دین، دارایی و سلامت جسم و روح یكدیگر باشند و در مواقع ضروری از همدیگر حمایت لازم و مفید کنند. بهترین لباس برای هر انسانی در پیشگاه خداوند متعال برای حفظ در گرما و سسرما و تمام مشکلات دنیوی، لباس تقوا است و چه خوب است که زن و شوهر کامل کننده همدیگر در دین خود باشند و تقوا پیشه کنند.
6. صاحب لباس همیشه برای یافتن آن، برای خود حق انتخاب قائل است و در انتخاب لباس سعی بر این دارد که بهترین و مرغوبترین جنس لباس با مارک معتبر انتخاب کند، حتی اندازه،رنگ، مدل روز بودن و ست بودن با اندامش هم برایش بسیار مهم است. در انتخاب همسر نیز این مسئله مورد توجه جدی است. زیرا که همسر لباسی ارزشمند و همیشگی است و باید همانا بهترین و مرغوبترین همسر را که اندازه انسان است انتخاب کرد که اسلام آن را هم کفو بودن می خواند.
به بیان قرآن لباس بودن مرد و زن دو طرفه است - هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ -بنابراین، نمی توان گفت که یک طرف باید لباسی مناسب برای دیگری باشد بلکه در امور بسیاری رابطه مرد و زن حداقل برابر و مساوی است.

مطلبی درباره شهادت
در روایتی امده است با شهادت در راه خدا تمامی گناهان انسان میریزد. ... کلّه الا الدین .
اولین قطره خونی که از شهید میریزد تمامی گناهانش آمرزیده ...
غیر از دین به واسطه شهادت بخشیده میشود
برای دین هیچ راهی به جز پرداخت آن نیست ...
مگر صاحب حق گذشت نماید .
از آن به بعد دیگر چشمهای من به حالت عادی بدن انسانها را نمیبیند، چون میتوانم برای چند ثانیه اندامهای درونی بدن آنها را به صورت رنگی ببینم و حتی وضعیت آنها را تحلیل کنم. من خودم نام این نوع نگاهی که دارم، دید پزشکی گذاشتهام.»

یک دختر روس ادعا میکند با اشعهای که در چشمانش وجود دارد به راحتی میتواند اعضای داخلی بدن انسانها را ببیند و گاهی بهتر از خود پژشکان بیماران را تشخیص دهد.
«ناتاشا» در سال 1987 به دنیا آمده و هماکنون در مرکز بیماریهای خاص بیمارستان مسکو مشغول کار است.

او در برابر نگاههای دهها پزشک متخصص و دانشمند ماهر که برای مشاهد توانایی او به روسیه رفته بودند، گفت: «کنار مادرم در خانه نشسته بودم که ناگهان فهمیدم چشمانم جور دیگری میبیند. در کمال حیرت متوجه شدم میتوانم اعضای داخلی بدن مادرم را ببینم. بعد هم بلافاصله به او گفتم که اعضای بدنش در چه حالتی هستند و چطور کار میکنند.

ایزابل کارو معروفترین مانکن فرانسوی
سوء تغذیه دختران جوان تا حد مرگ برای چشم نوازی مردان
خبرگزاری فارس: دختران در اروپا و آمریکا برای خوشایند و چشمنوازی مردان دچار سوءتغذیه شدهاند. این موضوع آمار مرگ و میر میان زنان را افزایش داده به گونهای که سازمان ملل را برای یافتن راهحلی به تقلا انداخته است.
به گزارش خبرگزاری فارس، براساس تحقیقات و پژوهشهای صورت گرفته از سوی فرشته روح افزا عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان ، پدیده دختران مدل جامعه زنان در آمریکا و غرب را تهدید میکند.
برپایه این گزارش هماکنون در آمریکا و غرب دختران در سنین از 13 سالگی تا 20 الی 22 بعنوان مدل انتخاب شده و معمولا باید وزن آنها پائین تر از حد استاندارد سنشان باشد تا بعنوان مدل کار کنند. برای حفظ این سایز به اجبار رژیم غذائی سختی را رعایت کرده و دچار سوء تغذیه هستند. این امر منجر به بیماری در سنین بالاتر و کوتاه شدن عمر متوسط این دسته از دختران میشود. اغلب آنها در سنین 30 الی 40 سال فوت می کنند.
برپایه این گزارش ، این مسئله به حدی بغرنج شده و آمار مرگ و میر در این زمینه بالا رفته است که سازمان ملل در فکر پیدا کردن راه حلی برای این موضوع است.
به این نمونه توجه کنید:
"ایزابل کارو" مانکن معروف فرانسوی، دختری جذاب که همه تلاشش این بود که معروفترین مانکن فرانسه باشد و شد. ایزابل معروفترین مانکن فرانسه شد. او در اوج جوانی روی لبه مرگ ایستاده بود.
این همان ایزابل کارو است که با صورت و اندام استخوانی و پوست چروکیده و چشمانی از حدقه در آمده به دوربین نگاه میکند.
ایزابل اجازه داد تا کمپین ضد لاغری از سرنوشت تأسفبرانگیز و رقتبار او پوستری تهیه کند تا بتواند جان بقیه دختران را نجات دهد. اما کشور فرانسه نصب پوسترهای ایزابل کارو را در این کشور ممنوع کرد.
کمپین ضد لاغری با تهیه عکس و پوستر و مصاحبه از ایزابل کارو دنیا را تکان داد. اما ظاهرا در اطراف ما کسی پیدا نشد تا به این آژیرهای خطر توجه کند. تا سرنوشت ایزابل و مانکنهایی مثل او را برای دخترانمان بگوید.
"ایزابل میگوید این مصاحبه و پوستر فریادی است برای مبارزه با آنچه گردانندگان صنعت مد بر سر مانکنها میآورند"
رسیدن به سایز ۳۴ یکی از نکات برجسته یک مانکن در عرصه این رقابت است. دستورالعملی که خوردن و نوشیدن را تبدیل به کابوسی برای یک مانکن میکند. این فشار روانی منجر به بروز بیماری بیاشتهایی عصبی (انورکسیا) در بسیاری از مانکنها میشود و تاکنون بسیاری از آنان را به کام مرگ فرستاده است.
او در مصاحبه با کمپین ضد لاغری می گوید:
اندامی را که از آن متنفرم، به نمایش گذاشتم تا دختران جوان در سر تا سر دنیا و دستاندرکاران مد متوجه بشوند که دیکتاتوری لاغری، تا چه اندازه وحشتناک است. لاغری بیش از حد باعث مرگ میشود و لاغری یعنی همه چیز به غیر از زیبایی. من میخواستم رنج خودم را فریاد بکشم.

گواهینامه تخصصی «ازدواج» برای خواستگاری ارائه میشود.
رئیس سازمان جوانان استان تهران از صدور گواهینامه تخصصی «ازدواج» برای خواستگاری خبر داد.
محسن زنگنه با اشاره به افتتاح سامانه الكترونیك ازدواج با عنوان «ساج» در هفته آینده گفت: با راهاندازی سامانه الكترونیكی ازدواج، به جوانانی كه این دورهها را با موفقیت طی كنند، گواهینامه تخصصی «ازدواج» اعطا میشود.
وی متذكر شد: به دنبال این هستیم كه تا 2 سال آینده اگر پسری به خواستگاری دختری رفت، دخترخانم «به شرطی» جواب بدهد كه خواستگار این دورهها را گذرانده باشد.
وی با بیان اینكه این گواهینامه به این معناست كه جوانان الفبای زندگی را میدانند و درك متقابل از یكدیگر دارند، اظهار داشت: با توجه به برگزاری جشنواره مطلع عشق و فعالان ازدواج در آذر سال گذشته براساس پیشنهاد تعدادی از اساتید به رئیسجمهور مبنی بر اینكه در حوزه ازدواج جوانان نیاز به آموزش وجود دارد و با توجه به اینكه طلاقهایی كه صورت میگیرد و سازمانی نیز متولی امر ازدواج نیست، این نیاز دیده شد.
زنگنه در ادامه افزود: جوانان با اطلاعات بسیار اندك ازدواج میكنند و آموزشهای لازم را نمیبینند بنابراین رئیسجمهور پیشنهاد داد كه همه دستگاهها و سازمان ملی جوانان متولی این امر شوند؛ به این ترتیب جرقه این كار زده شد.
وی با اشاره به اینكه 40 نفر از اساتید برجسته كشور در حوزه مشاوره به عنوان اعضای هیئت علمی این سامانه انتخاب شدهاند، گفت: 5/24 میلیون جوان در كشور وجود دارد كه حدود 13 میلیون جوان در سن ازدواج در كشور وجود دارد و با این حجم جمعیتی ناگزیر شدیم تا از طریق آموزشهای از راه دور برنامههایی را آغاز كنیم.
زنگنه تصریح كرد: از این تعداد همه میتوانند در این سامانه كه شبیه دانشگاه مجازی اقدام میكند، ثبتنام كنند.
وی همچنین تصریح كرد: این سامانه آموزشی دارای سه دوره مختلف آموزشی قبل از ازدواج، مهارتهای حین ازدواج و پس از ازدواج را شامل میشود.
زنگنه با اشاره به اینكه درصد طلاقهایی كه در دو سال اول زندگی صورت میگیرد قابل ملاحظه هستند، تصریح كرد: این دورهها میتواند بسیار كارساز باشد و محدودیتی برای شركت افراد در این دورهها وجود ندارد.
وی همچنین اظهار داشت: در پایان هر هفته آزمونی از متقاضیان گرفته میشود و سپس پس از پایان دوره كه حدود 3 ماه است، كسانی كه موفق شوند گواهینامه معتبر دریافت میكنند.
رئیس سازمان جوانان استان تهران تأكید كرد: به دنبال مدركگرایی نیستیم با توجه به اینكه در حال حاضر رشتههای در زمینه خانواده در قالب دورههای پودمانی ارائه میشود و افراد بعضاً به دنبال كسب مدرك هستند.
وی ادامه داد: با ارائه این دورهها به دنبال افزایش سطح اطلاعات جوانان در زمینه ازدواج هستیم.
منبع خبر : فارس

سیگار؛ متهم شماره 1
خورشید؛ متهم شماره 2
استرس؛ متهم شماره 3

راه حل
دانشمندان به شما توصیه می کنند که اگر دوست دارید زودتر از سن و شناسنامه یی تان پیر شوید، باید سبک زندگی تان را تغییر دهید. حقیقت این است که رفتارهای شخصی و اجتماعی ماست که نقش سم را در زندگی ما ایفا می کند. رفتارهای خاصی در زندگی برای پوست شما حکم سم را دارند و ممکن است شما را در لحظات بسیار کوتاهی پیر کنند. اگر این رفتارها در طول سال ها تکرار شوند، می توانند آثار مخرب خود را روی پوست به جا بگذارند. خبر خوب ما این است که اگر شما این عادت های بد را کنار بگذارید و سبک زندگی تان را به سمت یک زندگی سالم تغییر دهید، این آثار مخرب روی پوست شما متوقف شده یا حتی برعکس می شود و بهبود می یابند؛ چون پوست ما این توانایی فوق العاده را دارد که آسیب های خود را جبران کند. وقتی شما به یک شیوه ی سالم زندگی خو بگیرید، می توانید بمب ساعتی پیری را در چهره خودتان خنثی کنید.
منبع:نشریه 7 روز زندگی، شماره 97.